تبلیغات
میعادگاه عاشقان - کاش اینگونه شویم!


شهادت هنر مردان خداست نه طفلانی که مشغول بازی کودکانه دنیایند.

درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

کاش اینگونه شویم!

نوشته شده توسط:محمد رحیمی
شنبه 3 تیر 1391-09:40 ب.ظ

شهید محمود کاوه



سخنران از شیطان می گفت و وسوسه های بیشمارش، و از اینکه دیده نمی شود.
محمود میان صحبت حاج آقا گفت: ولی من شیطون و می بینم!
سخنران که حرفش قطع شده بود ناراحت گفت: تو شیطون رو کجا می بینی پسر؟
محمود گفت: تو کاخ های تهران
منبع:ساکنان ملک اعظم 1
***

ضد انقلاب  برای سر بعضی از پاسدارها هزار تومان جایزه می گذاشت؛ خیلی که ارزش طرفشان می رفت بالا، سرش را سه هزار تومان هم می خریدند.
محمود که آمد، به یکی، دو هفته نکشید که یک راست رفت توی لیست سه هزار تومانی ها.
اعلامیه اش را خودش آورد برایمان، می خواند و می خندید.
دو سه هفته بعد پام گلوله و خورد و می خواستند بفرستندم مشهد. محمود آمد دیدنم. وقت خداحافظی با خنده گفت: خبر جدید رو شنیدی؟
گفتم: چی؟
گفت: قیمت سرم زیاد شده
گفتم: چقدر؟
گفت: بیست هزار تومان
$$$
چند ماه بعد بوکان که آزاد شد، آن قیمت به دو میلیون تومان هم رسید.
(نویسنده میگه: دم ضد انقلاب تو جهنم گرم که ارزش انسان ها رو حداقل تا این حد می فهمیده!!!)

***



تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 3 تیر 1391 10:13 ب.ظ